خورشید خانوم
23:32 1405/4/25 - نگار
امروز در جمعی بودیم که آدمهای اون جمع مدتها بود منو ندیده بودند و همه اینجوری بودند که چه عجب، تو رویت شدی. چه خبر تو کجایی چه میکنی و..؟این وسط مامانم از هر پنج تا کلامش، سه تاش تعریف از جمالات و کمالات من بود.😁 اینکه با پشتکارم، فرز و کدبانوام، کمک دستشم، درسخونم، خلاقم، نوآورم، مستقلم و... وای امشب از مرورش خیلی حس خوبی دارم و احساساتیام.🥹🥹 خودتم خیلی ماهی کوچولوی من. خدا تو رو نگه داره عزیزکم، مامانم..
روم نمیشه بپرسم حالا جدی من اینقدر خوبم یا چی ؟